دلواپسم برای غزلهام بعد از این
حس می کنم سکوت نشسته ست در کمین
حس می کنم تو می روی و بی نگاه تو
یکزوز واژه واژه می افتند بر زمین
در من چگونه نطفه ی این شعر بسته شد
در بستر بکارت یک حس دلنشین؟!
دارد اتاق کوچک من غرق می شود
در هق هق و ترانه ی غمگینی از معین
قی میکنم تمام خودم را بدون تو
قی میکنم تمام جهان را به همچنین
دردی غریب در تن من موج می زند
چون حس مادرانه ای از سقط یک جنین !
