تبليغاتX
خاکسترنشین
خاکسترنشین
*~*~سكوت~*~*

دلواپسم برای غزلهام بعد از این

حس می کنم سکوت نشسته ست در کمین

حس می کنم تو می روی و بی نگاه تو

یکزوز واژه واژه می افتند بر زمین

در من چگونه نطفه ی این شعر بسته شد

در بستر بکارت یک حس دلنشین؟!

دارد اتاق کوچک من غرق می شود

در هق هق و ترانه ی غمگینی از معین

قی میکنم تمام خودم را بدون تو

قی میکنم تمام جهان را به همچنین

دردی غریب در تن من موج می زند

چون حس مادرانه ای از سقط یک جنین !



| *| نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 18:48 توسط خاکسترنشین |
*~*~درد دل با . . .~*~*

 

من نام کسی نخوانده ام الا تو

 

با هیچ کسی نمانده ام الا تو

 

عید آمد و من خانه تکانی کردم

 

از دل همه را تکانده ام الا تو

 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 11:1 توسط خاکسترنشین |
*~*~~*~*

 

در عشق اگر شتاب کردم بانو

بر روی دلم حساب کردم بانو

دیگر به دلم امید برگشتن نیست

پلها همه را خراب کردم بانو


 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 15:53 توسط خاکسترنشین |
*~*~~*~*

من قرعه به نامم از ازل افتاده

یک مرد همیشه در هچل افتاده

در عشق تو بدجور گرفتار شدم

مثل مگسی که در عسل افتاده!



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 12:4 توسط خاکسترنشین |
*~*~ع...ش...ق~*~*

تُک تُک

تک تک

تک تک

تک تک

نام معشوقش را

بر تنه ی درخت حک می کند

دارکوب



| *| نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387 و ساعت 11:20 توسط خاکسترنشین |
*~*~...~*~*

 

تخمی از لانه بیرون می افتد

و می شکند

زندگی

بچه گنجشکی را غافلگیر می کند!



| *| نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 10:34 توسط خاکسترنشین |
*~*~~*~*

به مناسبت پس گرفتن این خانه!!!!

 

شب، التهاب، عشق، غزل، نقطه چین

نامه، جواب، عشق، غزل، نقطه چین

 

سیگار، گریه، خاطره، آب، قرص

آتش، عذاب، عشق، غزل، نقطه چین

 

باران ،حیاط، کوچه، خیابان، سکوت

روز، اضطراب، عشق، غزل، نقطه چین

 

بد خوب زشت مرگ خدا زندگی

پایان سراب عشق غزل نقطه چین

 

ساحل، غروب، خسته، خیانت، دروغ

شاعر، طناب ،عشق، غزل،  ...

 

 



| *| نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 10:47 توسط خاکسترنشین |